الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
42
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
از نور بالاى سر دارند و ظرفهايى از نقره و كاسههايى از طلا در دست و مردم را يكى بعد از ديگرى سقايت مىكنند . من دست دراز كردم به سوى يكى از ايشان و گفتم : مرا آب بده كه خيلى تشنهام در جواب گفت آيا در ميان ما فرزندى دارى ؟ زيرا ما فقط پدران و مادران خود را آب مىدهيم . سؤال كردم : شما كيستيد ؟ گفتند : ما اطفالى هستيم كه در سن طفوليت از دنيا رفتهايم . 6 - شيخ ابو عبد اللَّه بن نعمان در كتاب مصباح الظلام از بعضى ثقاة ( انسانهاى راستگو و مورد اطمينان ) ، نقل كرده : مردى وصيت مىكند به بعضى از دوستانش كه به زيارت مكه مشرف مىشد سلامش را به پيغمبر برساند و عريضهاى به او داد كه بالاى سر رسول اللَّه آن را دفن كند . ( مترجم گويد : اين جريان ممكن است در متجاوز از صد سال قبل يا بيشتر ميسر شود اما امروزه ممكن نيست ) بالجمله دوست آن مرد همين كار را مىكند ، بعد از مراجعت آن مرد از او ديدن مىكند و اظهار تشكر مىنمايد كه رسالت مرا به پيغمبر اكرم رسانيدى . مرد تعجب مىكند و سؤال مىكند : از كجا تو مىدانى كه من تقاضاى تو را انجام دادهام ؟ در جواب مىگويد : من جريانم از اين قرار است : پسر برادرى داشتم كه در سن كودكى پدرش از دنيا رفت ، و من او را تحت تربيت گرفتم ، ولى قبل از بلوغ از دنيا رفت . شبى در خواب ديدم : كه قيامت قيام كرده و مردم در عطش و تشنگى سختى هستند . فرزند برادرم را ديدم كه ظرف آبى در دست داشت . از او خواهش كردم كه مرا آب بدهد در جواب گفت : اين آب براى پدر من است . از شدت وحشت از خواب جستم . صبح كه شد مبلغى پول صدقه دادم و از خداى تعالى خواستم كه فرزندى به من عنايت كند . به من عنايت فرمود . تا هنگامى كه شما عازم مكه معظمه شديد . عريضه اين بود كه خدا او را قبول كند و ذخيرهء روز قيامت من بشود . و هنگام رسيدن شما دعا اجابت شد ، و آن پسر از دنيا رفت فهميدم كه شما تبليغ رسالت كردهاى . 7 - ابو صقر موصلى در كتاب « النوم و الرّؤيا » از على بن حسين بن جعفر نقل كرده از پدرش و او از كسى كه اطمينان به دين و فهم او دارد نقل مىكند : گويد : وارد مدينه طيبه شدم ، شب بود ، در قبرستان بقيع خوابيدم در اطراف من چهار قبر بود . شب در عالم خواب ديدم : چهار طفل از ميان آن قبرها بيرون آمدند و شعرى را مىخواندند كه مضمونش اين بود : انعم اللَّه بالحبيبة عينا * و بمسراك يا اميم الينا عجبا ما عجبت من ضغطة القبر * و مفداك يا اميم الينا يعنى : خداوند چشم ما را روشن كند به ديدن دوست ما و به سير كردن تو در شب اى